تبليغاتX
خواننده ی محترم لطفا کمی صبرکنید تا صفحه به طور کامل لود شود. :: شیاطین سرخ در جزیرهRed Devils In Island ::

       

شیاطین سرخ در جزیرهRed Devils In Island

 

                 وبلاگ هواداران دو آتشه منچستر یونایتد انگلیس  

درباره وبلاگ

  این وبلاگ متعلق به تمام هواداران و دوستداران منچستر است و امید است تا با همکاری شما و ارایه ی نظرهای خود به سمت پیشرفت و تکامل قدم بردارد.
من وحید (به همراه لوک ) مدیر این وبلاگ هستم و اخبار لحظه ای رو از منابع خبری معتبر و موثق دریافت می کنم و با ترجمه ی آنها و ویرایش آنها برای دوستداران منچستر می گذارم.
شما میتوانید نظرات خود را در قسمت نظرات وارد کرده و منو باعنوان "شیاطین سرخ در جزیره " لینک کنید بعد بگید که شما رو با چه عنوانی لینک کنم.
-------------------------------------
شما می تونید با سه آدرس زیر هم وارد این وبلاگ بشوید:
manutdteam.per.ir
manutdteam.idi.ir
manutdteam.ifc.ir
-------------------------------------
منابع خبری مورد استفاده : فاکس اسپورتز ، سایت گل.تلگراف.سوکرنیوز.
-------------------------------------

آرشيو موضوعات
آدرس دوستان
لینکدونی
چهره ی هفته

این قسمت به زودی اضافه می شود.

درباره ی فرگوسن

با عرض سلام و تبریک سال نو

امروز درباره ی مربی شیاطین برای شما می نویسم امیدوارم که مفید واقع شود.

سرالكس مى خواهد چند سال ديگر هم روى نيمكت بنشيند. البته به عنوان سرمربى منچستر يونايتد. در حالى كه پا به ۶۳ سالگى گذاشته و امشب برابر ليون و در اولدترافورد، هزارمين بازى خود را روى نيمكت شياطين سرخ كه ظرف ۲۰ سال گذشته بهترين و موفق ترين باشگاه جزيره بوده اند را تجربه خواهد كرد و هنوز هم با شور و شوق از ادامه حضورش حرف مى زند. انگار فرگى پس از عمل قلبش كه امروز ضربانش با دستگاهى به نام «Pacemaker» كنترل مى شود، قدرت تازه يى يافته است؛ عملى كه فوريه امسال با موفقيت پشت سر گذاشته شد. رفتار پرجوش و خروشى كه او بر سر نمادى كه به افتخار هزار بازى اش در يونايتد برايش ترتيب داده شده بود، كوچكترين شكى را در اينكه «رييس پير» اولدترافورد كه از سال ۸۶ روى نيمكت اين تيم نشسته، هنوز هم قصد ادامه كارش را دارد، نمى گذارد. وقتى يكى از خبرنگاران اخمو از او پرسيد كه هيچ توصيه يى براى رسانه ها و بهبود روابط دو جانبه شان دارد يا خير، فرگوسن يكى از آن نگاه هاى بهت زده خود را رو كرد و كم كم پروسه تبديل آن به خنده را در پيش گرفت و گفت: «سعى كنيد بميريد!» نمى توانم ميزان قهقهه مان را برايتان تشريح كنم. اما مى دانم كه در وجود اين مرد پير و تندخو، موجى از اميد به زندگى وجود دارد. او خودش اعتقاد دارد كه دستگاه كنترل ضربان قلبش، بهترين اتفاقى بوده كه ظرف مدت اخير برايش رخ داده است: «سلامتى آدم ها، چيز خنده دارى است. با وخامت شروع مى شود و كم كم به خستگى مى رسد. هيچ وقت به مشكل بر نمى خورد. از زمانى كه دستگاه جديد را در قلبم كار گذاشته، احساس فوق العاده يى دارم. وقتى به دهه ششم زندگى تان مى رسيد، ديگر نمى توانيد از سلامتى تان مطمئن باشيد و اگر وخامت اوضاع زيادتر از حد معمول مى شد، قطعاً كارم را كنار مى گذاشتم. اما تا زمانى كه رو به راه باشم و از كارم لذت ببرم، جايى نخواهم رفت.»
مى گويد ايده تمديد قرارداد فصل پيش را خودش داده تا «بتوانم خودم زمان ترك كردنم را مشخص كنم.» وقتى فرگى از شغلش كناره گيرى كند، قطعاً علايق زيادى را در كنار خود خواهد ديد. گر چه، قطعاً پيانو نمى تواند پيشنهاد خوبى براى آرامش مرد اسكاتلندى باشد. زمانى كه راجع به چاپ علاقه اش به پيانو در روزنامه ها مى پرسم، با قيافه يى جدى و نگاهى مستحكم مى گويد: «كشنده بود!» . مى گويد زمانى كه خبر يادگيرى پيانو از سوى او در روزنامه ها پخش شد، سيلى از كتاب هاى موسيقى از طرف مردم براى كمك به او ارسال شدند: «سعى كردم خودم ياد بگيرم. اشتباه بزرگى هم بود. مى توانم چند تا آهنگ بزنم اما هنوز هم نمى توانم از دست چپم استفاده كنم.» همين حرف او در آن زمان كافى بود تا بهمنى از نامه هاى پستى در جعبه پستى خانه اش خراب شود: پيشنهادهايى براى تدريس خصوصى به مرد اسكاتلندى بدون درخواست مستقيم خودش! با اين حال، كتاب خواندن، شور واقعى است كه زمان اعظمى از زندگى اش را پر مى كند. به خصوص خواندن بيوگرافى ديگران جزو علايق اوست. بيوگرافى هايى كه از خواندنشان لذت فراوانى برده است، عبارتند از: دو جلدى الويس پريسلى (خواننده راك دهه ۶۰ جهان)، زندگى نامه هرى اسن ترومن، رييس جمهور سابق امريكا و ونيس لومباردى يكى از موفق ترين مربيان فوتبال امريكا: لومباردى كسى است كه مى توانم با چنين خصوصياتى شناسايى اش كنم؛ با وسواس و توجه فراوانش به جزييات. اولين روزكارى او در پايه ريزى حكومت منچستر يونايتد در زير باران ماه نوامبر در آكسفورد برايش خوش يمن نبود. شكست ۲ _ هيچ برابر اين تيم كوچك در مينزگراوند. روز هشتم نوامبر ۱۹۸۶. مدام دلشوره و نگرانى داشتم. مى دانستم اگر نتايج خوبى نگيرم، اوضاح خراب خواهد شد. مهمترين كارى كه انجام دادم اين بود كه كارى كردم تا همه وظايف خود را به خوبى بشناسند و بدانند كه هدفمان كجا است. تمام مأموران خريد باشگاه را جمع كردم و به آنها گفتم كه بهترين بازيكن هاى خيابان ها و كشورم را مى خواهم.
بهترين ها را در تركيب تيمم مى خواهم. حتى امضاى قرارداد با رايان گيگز در سال ۸۷ و زمانى كه او دانش آموز بود هم بيشتر به اراده تندخويى فرگى بر مى گردد تا ايمان و اعتقادش به او.
گيگز بخشى از برنامه تمرينى منچسترسيتى به شمار مى رفت: «خيلى سريع پس از اينكه راجع به او با من صحبت كردند، دنبالش رفتم. هر دو شب يك بار به خانه اش مى رفتم تا اينكه بالاخره من و آرچى (آرچى ناكس، دستيار فرگوسن در آن زمان) تصميم گرفتيم تا او را به يونايتد بياوريم. اين يك شروع عالى و خوش يمن برايمان بود. چون او، آغازگر عصرى پرشور و سرزنده براى ورود بازيكنان جوان و مستعد ديگر به باشگاه بود. او الگوى تمام بازيكنان شده است. همه از او مثل يك پدر حرف شنوى دارند.» فرگى كه هميشه به وفادارى به بازيكنانش مشهور است، نگران تجارت و پول هايى است كه دنياى مدرن و حرفه يى را احاطه كرده اند و به همين دليل است كه كاراكتر بازيها تغيير كرده است. او يك مثال مى زند. فرگى اعتقاد دارد كه اين مدير برنامه هاى بازيكنان هستند كه براى چگونگى خوشحالى كردن بازيكنان پس از زدن گل تعيين تكليف مى كنند و به همين دليل است كه اين شادى ها امروز شكل ديگرى به خود گرفته اند: «آخرين بارى كه خوشحالى بازيكنى در دهانه دروازه را
ديده ايد، چه زمانى بوده است؟ اين قضيه فقط راجع به بكام هم صدق نمى كند، در مورد همه بازيكنان همين نكته صادق است.» فرگى، نقطه شروع اين امپراتورى را قهرمانى در جام حذفى سال ۱۹۹۰
مى داند. جايى كه آنها در ديدار تكرارى، كريستال پالاس را شكست دادند: «انگار همه چيز بعد از اين قهرمانى شتاب بيشترى گرفت. اشمايكل به ما پيوست، پاركر و كانچلسكيس هم همين طور. در عين حال، بازيكنان جوان هم به تركيب راه يافتند و حركت ما شبيه قطارى سريع السير شد. فرگوسن اعتقاد دارد قطارش خيلى راحت آن چيزى را كه او» دسامبر سياه «مى داند، را پشت سر گذاشت. زمانى كه اندكى پس از سه فصل ناموفق ابتدايى در منچستر در سال ،۱۹۸۹ هواداران پلاكاردهايى را به استاديوم آوردند كه رويشان نوشته بودند:« سه سال بهانه: برو گمشو فرگى»مرد اسكاتلندى مى گويد كه هيچ وقت اين پلاكارد را نديده اما از انتقاداتى كه آن زمان مطرح بودند، غافل نمى شود و آن را با اين جملات توصيف مى كند:» بدون ترديد، آن دوران، پايين ترين و نااميدكننده ترين نقطه سال هاى مربيگرى ام بودند. «اينكه او عادت كرده پس از تمام بازيهاى يونايتد در اولدترافورد دستش را در هوا تكان مى دهد، به دليل اداى احترام به هواداران نيست. اين كار را فقط براى دو نفرانجام مى دهد: شيلا و جرج گوديير. آنها اعضاى گروه كوچكى از هواداران يونايتد هستند كه در دهه ۸۰ پس از تمام بازيها باقى مى ماندند تا به فرگوسن روحيه دهند. جمله معروف آنها اين بود:» به همه چيز عادت مى كنى. كم نيار! «خودش مى گويد:» اين فقط قسمتى از روحيه يى بود كه به من منتقل مى كردند. اما همين چيزهاى كوچك است كه در خانه به شما انگيزه كار كردن مى دهند. «همين چيزهاى كوچك است كه امروز ويترين افتخارات باشگاه را با ۸ عنوان ليگ برتر، ۵ جام حذفى و يك عنوان اروپايى پر كرده است.
امیدوارم که سال خوبی داشته باشین.

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربان شیطانهای سرخ

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 

فن در سار سنگربان غول پیکر

لينک ثابت | نویسنده:وحید        | 
All Rights Reserved 2008 © manutdteam.Blogfa.Com

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ تنها با درج منبع آن اشکالي ندارد .