شیاطین سرخ در جزیرهRed Devils In Island
وبلاگ هواداران دو آتشه منچستر یونایتد انگلیس

عکسهای کریس رونالدو
عکسهای وین رونی
عکسهای فن در سار
عکسهای الکس فرگوسن
عکسهای ورزشگاه الدترافورد
عکسهای ریو فردیناند
عکسهای پل اسکولز
عکسهای آلن اسمیت
عکسهای فرگوسن
بیوگرافی رونالدو
بیوگرافی فرگوسن
بیوگرافی وین رونی
تاریخچه قهرمانان اروپا
تاریخچه باشگاه منچستر
نقل و انتقال 2009/2008.
نتایج هفته اول 09/2008.
نتایج هفته ی چهارم 09/2008.
نتایج نظر سنجی های وبلاگ .
برنامه ی کامل لیگ انگلیس (زمان و...)
جدول لیگ برتر انگلیس
دایرکتوری مدیریت لینک باکسهای ایرانی
درج آگهی رایگان – فروشگاه – اخبار – سرگرمی
این قسمت به زودی اضافه می شود.
::
خرداد 1388
::
آبان 1387
::
شهریور 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
اردیبهشت 1387
::
فروردین 1387
::
اسفند 1386
::
بهمن 1386
::
دی 1386
::
آذر 1386
::
آبان 1386
::
مهر 1386
::
شهریور 1386
::
مرداد 1386
::
خرداد 1386
::
اردیبهشت 1386
::
فروردین 1386
::
اسفند 1385
در این قسمت اخبار را به صورت آنلاین می خوانید.
توجه -افراد علاقه مند به نویسندگی که تمایل دارند اخبار منچستر را در این پایگاه به نام خود ثبت کنند در قسمت نظرات آمادگی خود را اعلام کنند تا در اسرع وقت یوزر و پسورد برای آنها ارسال شود.لطفا ایمیل خود را هم وارد کنید.
درباره ی فرگوسن
امروز درباره ی مربی شیاطین برای شما می نویسم امیدوارم که مفید واقع شود.
سرالكس مى خواهد چند سال ديگر هم روى نيمكت بنشيند. البته به عنوان سرمربى منچستر يونايتد. در حالى كه پا به ۶۳ سالگى گذاشته و امشب برابر ليون و در اولدترافورد، هزارمين بازى خود را روى نيمكت شياطين سرخ كه ظرف ۲۰ سال گذشته بهترين و موفق ترين باشگاه جزيره بوده اند را تجربه خواهد كرد و هنوز هم با شور و شوق از ادامه حضورش حرف مى زند. انگار فرگى پس از عمل قلبش كه امروز ضربانش با دستگاهى به نام «Pacemaker» كنترل مى شود، قدرت تازه يى يافته است؛ عملى كه فوريه امسال با موفقيت پشت سر گذاشته شد. رفتار پرجوش و خروشى كه او بر سر نمادى كه به افتخار هزار بازى اش در يونايتد برايش ترتيب داده شده بود، كوچكترين شكى را در اينكه «رييس پير» اولدترافورد كه از سال ۸۶ روى نيمكت اين تيم نشسته، هنوز هم قصد ادامه كارش را دارد، نمى گذارد. وقتى يكى از خبرنگاران اخمو از او پرسيد كه هيچ توصيه يى براى رسانه ها و بهبود روابط دو جانبه شان دارد يا خير، فرگوسن يكى از آن نگاه هاى بهت زده خود را رو كرد و كم كم پروسه تبديل آن به خنده را در پيش گرفت و گفت: «سعى كنيد بميريد!» نمى توانم ميزان قهقهه مان را برايتان تشريح كنم. اما مى دانم كه در وجود اين مرد پير و تندخو، موجى از اميد به زندگى وجود دارد. او خودش اعتقاد دارد كه دستگاه كنترل ضربان قلبش، بهترين اتفاقى بوده كه ظرف مدت اخير برايش رخ داده است: «سلامتى آدم ها، چيز خنده دارى است. با وخامت شروع مى شود و كم كم به خستگى مى رسد. هيچ وقت به مشكل بر نمى خورد. از زمانى كه دستگاه جديد را در قلبم كار گذاشته، احساس فوق العاده يى دارم. وقتى به دهه ششم زندگى تان مى رسيد، ديگر نمى توانيد از سلامتى تان مطمئن باشيد و اگر وخامت اوضاع زيادتر از حد معمول مى شد، قطعاً كارم را كنار مى گذاشتم. اما تا زمانى كه رو به راه باشم و از كارم لذت ببرم، جايى نخواهم رفت.»
مى گويد ايده تمديد قرارداد فصل پيش را خودش داده تا «بتوانم خودم زمان ترك كردنم را مشخص كنم.» وقتى فرگى از شغلش كناره گيرى كند، قطعاً علايق زيادى را در كنار خود خواهد ديد. گر چه، قطعاً پيانو نمى تواند پيشنهاد خوبى براى آرامش مرد اسكاتلندى باشد. زمانى كه راجع به چاپ علاقه اش به پيانو در روزنامه ها مى پرسم، با قيافه يى جدى و نگاهى مستحكم مى گويد: «كشنده بود!» . مى گويد زمانى كه خبر يادگيرى پيانو از سوى او در روزنامه ها پخش شد، سيلى از كتاب هاى موسيقى از طرف مردم براى كمك به او ارسال شدند: «سعى كردم خودم ياد بگيرم. اشتباه بزرگى هم بود. مى توانم چند تا آهنگ بزنم اما هنوز هم نمى توانم از دست چپم استفاده كنم.» همين حرف او در آن زمان كافى بود تا بهمنى از نامه هاى پستى در جعبه پستى خانه اش خراب شود: پيشنهادهايى براى تدريس خصوصى به مرد اسكاتلندى بدون درخواست مستقيم خودش! با اين حال، كتاب خواندن، شور واقعى است كه زمان اعظمى از زندگى اش را پر مى كند. به خصوص خواندن بيوگرافى ديگران جزو علايق اوست. بيوگرافى هايى كه از خواندنشان لذت فراوانى برده است، عبارتند از: دو جلدى الويس پريسلى (خواننده راك دهه ۶۰ جهان)، زندگى نامه هرى اسن ترومن، رييس جمهور سابق امريكا و ونيس لومباردى يكى از موفق ترين مربيان فوتبال امريكا: لومباردى كسى است كه مى توانم با چنين خصوصياتى شناسايى اش كنم؛ با وسواس و توجه فراوانش به جزييات. اولين روزكارى او در پايه ريزى حكومت منچستر يونايتد در زير باران ماه نوامبر در آكسفورد برايش خوش يمن نبود. شكست ۲ _ هيچ برابر اين تيم كوچك در مينزگراوند. روز هشتم نوامبر ۱۹۸۶. مدام دلشوره و نگرانى داشتم. مى دانستم اگر نتايج خوبى نگيرم، اوضاح خراب خواهد شد. مهمترين كارى كه انجام دادم اين بود كه كارى كردم تا همه وظايف خود را به خوبى بشناسند و بدانند كه هدفمان كجا است. تمام مأموران خريد باشگاه را جمع كردم و به آنها گفتم كه بهترين بازيكن هاى خيابان ها و كشورم را مى خواهم.
بهترين ها را در تركيب تيمم مى خواهم. حتى امضاى قرارداد با رايان گيگز در سال ۸۷ و زمانى كه او دانش آموز بود هم بيشتر به اراده تندخويى فرگى بر مى گردد تا ايمان و اعتقادش به او.
گيگز بخشى از برنامه تمرينى منچسترسيتى به شمار مى رفت: «خيلى سريع پس از اينكه راجع به او با من صحبت كردند، دنبالش رفتم. هر دو شب يك بار به خانه اش مى رفتم تا اينكه بالاخره من و آرچى (آرچى ناكس، دستيار فرگوسن در آن زمان) تصميم گرفتيم تا او را به يونايتد بياوريم. اين يك شروع عالى و خوش يمن برايمان بود. چون او، آغازگر عصرى پرشور و سرزنده براى ورود بازيكنان جوان و مستعد ديگر به باشگاه بود. او الگوى تمام بازيكنان شده است. همه از او مثل يك پدر حرف شنوى دارند.» فرگى كه هميشه به وفادارى به بازيكنانش مشهور است، نگران تجارت و پول هايى است كه دنياى مدرن و حرفه يى را احاطه كرده اند و به همين دليل است كه كاراكتر بازيها تغيير كرده است. او يك مثال مى زند. فرگى اعتقاد دارد كه اين مدير برنامه هاى بازيكنان هستند كه براى چگونگى خوشحالى كردن بازيكنان پس از زدن گل تعيين تكليف مى كنند و به همين دليل است كه اين شادى ها امروز شكل ديگرى به خود گرفته اند: «آخرين بارى كه خوشحالى بازيكنى در دهانه دروازه را
ديده ايد، چه زمانى بوده است؟ اين قضيه فقط راجع به بكام هم صدق نمى كند، در مورد همه بازيكنان همين نكته صادق است.» فرگى، نقطه شروع اين امپراتورى را قهرمانى در جام حذفى سال ۱۹۹۰
مى داند. جايى كه آنها در ديدار تكرارى، كريستال پالاس را شكست دادند: «انگار همه چيز بعد از اين قهرمانى شتاب بيشترى گرفت. اشمايكل به ما پيوست، پاركر و كانچلسكيس هم همين طور. در عين حال، بازيكنان جوان هم به تركيب راه يافتند و حركت ما شبيه قطارى سريع السير شد. فرگوسن اعتقاد دارد قطارش خيلى راحت آن چيزى را كه او» دسامبر سياه «مى داند، را پشت سر گذاشت. زمانى كه اندكى پس از سه فصل ناموفق ابتدايى در منچستر در سال ،۱۹۸۹ هواداران پلاكاردهايى را به استاديوم آوردند كه رويشان نوشته بودند:« سه سال بهانه: برو گمشو فرگى»مرد اسكاتلندى مى گويد كه هيچ وقت اين پلاكارد را نديده اما از انتقاداتى كه آن زمان مطرح بودند، غافل نمى شود و آن را با اين جملات توصيف مى كند:» بدون ترديد، آن دوران، پايين ترين و نااميدكننده ترين نقطه سال هاى مربيگرى ام بودند. «اينكه او عادت كرده پس از تمام بازيهاى يونايتد در اولدترافورد دستش را در هوا تكان مى دهد، به دليل اداى احترام به هواداران نيست. اين كار را فقط براى دو نفرانجام مى دهد: شيلا و جرج گوديير. آنها اعضاى گروه كوچكى از هواداران يونايتد هستند كه در دهه ۸۰ پس از تمام بازيها باقى مى ماندند تا به فرگوسن روحيه دهند. جمله معروف آنها اين بود:» به همه چيز عادت مى كنى. كم نيار! «خودش مى گويد:» اين فقط قسمتى از روحيه يى بود كه به من منتقل مى كردند. اما همين چيزهاى كوچك است كه در خانه به شما انگيزه كار كردن مى دهند. «همين چيزهاى كوچك است كه امروز ويترين افتخارات باشگاه را با ۸ عنوان ليگ برتر، ۵ جام حذفى و يك عنوان اروپايى پر كرده است.
امیدوارم که سال خوبی داشته باشین.![]()
پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

پل اسکولز هافبکی خستگی ناپذیر

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

فن در سار سنگربانی از کشور نارنجی ها

فن در سار سنگربان شیطانهای سرخ

فن در سار سنگربان غول پیکر

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ تنها با درج منبع آن اشکالي ندارد .